جزییات مقاله

image

مراحل و اقدامات مالیات انحلال شرکت + نحوه محاسبه

انحلال شرکت به چه معناست؟

ابجاد فعالیت اشخاص حقوقی همان تاسیس‌ شرکت است، انحلال شرکت نیز پایان عمر اشخاص حقوقی به حساب می آید. شرکت‌ها پس از انجام عملیات تصفیه منحل می‌شوند و به فعالیتشان پایان می‌دهند. شرکت چه تجاری و چه غیر تجاری ممکن است بنابر دلایل اختیاری و یا اجباری اتمام فعالیت کرده و منحل شوند. در عرصه اقتصادی گاهی متاثر از بحران های مالی که این سالها بیشتر با آن مواجه بوده ایم، شرکت ها به دلایل متعدد تصمیم به انحلال شرکت میگیرند و بدون اینکه از  قوانین مالیاتی آن باخبر باشند، برای خود جریمه مالیاتی میخرند.

 

مراحل و اقدامات مالیات انحلال شرکت

 

 

انواع انحلال

  • انحلال قهری

انحلال قهری یک شرکت به صورت اجباری است و در زمانی انجام می شود که شرکت شما دچار ورشکستگی می باشد، لازم به ذکر است که برای انحلال قهری و ورشکستی نیاز به حکم دادگاه نیست و شما بدون نیاز به این حکم می توانید شرکت خود را منحل کنید.

  • انحلال یک شرکت با توجه به تصمیم مجمع عمومی

در ابتدا باید تعریفی از مجمع عمومی بیان کنیم، مجمع عمومی یعنی سهامدارن (شرکا) و مدیران جلسه ای تشکیل دهند. توجه داشته باشید که در صورت موافقت این مجمع یک شرکت می تواند منحل شود، لازم به ذکر است که در این حالت می توان گفت که انحلال به صورت اختیاری انجام شده است.

  • انحلال شرکت با حکم قضایی

به این نکته توجه داشته باشید که در مواردی دادگاه می تواند حکمی برای منحل کردن یک شرکت صادر کند، در این حالت هم باید بگوییم که انحلال آن شرکت به صورت اجباری انجام شده است. البته باید به این نکته توجه داشته باشید که دادگاه در ابتدا یک مهلت ۶ ماهه به شرکت مورد نظر می دهد و در صورتی که در این مدت ایرادات آن بر طرف نشود، حکم انحلال آن را صادر خواهد کرد.

دلایل اصلی منحل شدن شرکت

برای آن که یک شرکت به فعالیت خود ادامه ندهد و دارایی آن بین اعضاء تقسیم شود، علت های بسیاری وجود دارد که در ادامه تعدادی از آن ها را بیان خواهیم کرد.

  • انجام موضوع فعالیت شرکت : در بعضی موارد انجام موضوعی که شرکت برای آن تشکیل شده غیر ممکن میشود و یا موضوعی که قرار است انجام دهد به اتمام میرسد در چنین حالتی طبیعتا شرکت منحل میشود. برای مثال درصورتی که موضوع فعالیت شرکتی استخراج معدن معینی باشد و کالای معدن به طور کامل استخراج شود،شرکت مذکور دیگر کاری برای انجام نخواهد داشت.
  • انقضاء مدت: ممکن است یک شرکت برای مدت معینی تشکیل شده باشددر صورتی که آن مدت سپری شود کار شرکت نیز به اتمام میرسد.
  • تصمیم همه شرکا: اگر تمامی شرکا در لغو قرارداد تشکیل شرکت اتفاق نظر داشته باشند این کار امکان پذیر است.
  • منتفی شدن تعدد شرکا: هرگاه شرایطی پیش آید که تنها یک شریک در شرکت باقی بماند، شرکت بطور طبیعی منحل خواهد شد. به عنوان مثال در صورتی که در اساسنامه ذکر شده باشد که فوت یکی از شرکا باعث منحل شدن شرکت میشود، فوت یکی از آن ها هم می تواند از علت های انحلال یک شرکت باشد.
  • درصورت ورشکستگی: هرگاه شرایطی فراهم شود که یک شرکت از پرداخت وجوهی که به عهده دارد بر نیاید ورشکستگی اتفاق افتاده است و طبق قانون از تاریخ صدور حکم ورشکستگی، شرکت حق دخالت در امور داخلی خود را ندارد پس قطعا در صورت ورشکستگی انحلال نیز اتفاق می افتد.

 

لطفا توجه کنید : انحلال شرکت = انحلال امتیازات و معافیت های مالیاتی 

انحلال شرکت ها از نظر مقررات مالیاتی امری حساس و در بسیاری از موارد موجب تحمیل هزینه مالیات دوره انحلال به سهامداران میگردد لذا برخی نکات ضروری به شرح ذیل متذکر میگردد:
به استناد ماده ۱۱۵ قانون مالیاتهای مستقیم مراحل و اقدامات مالیات انحلال شرکت با اعمال نرخ ۲۵ درصد بر ارزش دارایی شخص حقوقی منهای بدهی ها و سرمایه پرداخت شده و اندوخته ها و مانده سودهایی که مالیات آن قبلاً پرداخت گردیده ، تعیین میشود. بنابراین در دوره انحلال مقررات ماده ۹۷ ق .م.م حاکم نبوده و نمی توان درامد فعالیت شرکت در خلال سال مالی منتهی به تاریخ انحلال را از طریق علی الراس تعیین نمود ،فرض بر این است که با ارزیابی ارزش روز داراییها عملا سود مربوط به فعالیت دوره مالی منتهی به تاریخ انحلال شناسایی گردیده ودیگر نیاز به اضافه کردن سود به صورت علی الراس با اعمال ضریب بر فروش نخواهد بود. بابت فعالیت دوره مالی منتهی به تاریخ انحلال با ارائه اظهارنامه های موضوع مواد ۱۱۴ و ۱۱۶ نیازی به ارائه اظهارنامه موضوع ماده ۱۱۰ نمیباشد. در صورت فعالیت بعد از تاریخ انحلال (به غیر از فروش داراییها و موجودیهای تاریخ انحلال ) اظهارنامه موضوع ماده ۱۱۰ به نام مدیر تصفیه شرکت منحله (شخصیت حقوقی وبه نرخ ماده ۱۰۵) در موعد چهارماه بعد از سال مالی باید ارائه گردد. فقط معافیت موضوع ماده ۱۳ قانون چگونگی اداره مناطق ازاد تجاری و صنعتی قابل اعمال میباشد.

آیا با انحلال شرکت می‌تواند از مزیت استهلاک زیان های قابل قبول استفاده کند؟

با انحلال دیگر شرکت نمی تواند از مزیت استهلاک زیان های قابل قبول استفاده کند به عبارتی با انحلال زیانهای قابل قبول میسوزد. اگر فرض شود شرکت به جز زیان قابل قبول دارایی نداشته باشد بنابراین ارزش منصفانه چنین شرکتی حداقل معادل ۲۵ درصد زیان قابل قبول حسب ارزش زمانی تاریخ استهلاک زیان خواهد بود که با انحلال این مزیت حذف میگردد. زیان غیر قابل قبول مندرج در ترازنامه با این استنباط که این زیانها موجب کاهش داراییها گردیده مشمول مالیات خواهد بود. سود های انباشته معاف از مالیات و ذخائر جذب نشده در تاریخ انحلال و سرمایه تعهد شده مزیتی است که متعلق به شرکت قبل از انحلال است و با انحلال این قسمت از سمت چپ ترازنامه قابل کسر از ارزش روز سمت راست ترازنامه نخواهد بود. با این اوصاف به محض انحلال مزیتهای مربوط به زیانهای قابل قبول و معافیتها و ذخائر شرکت از بین میرود.

 

نحوه محاسبه مالیات شرکت منحل شده

بر اساس ماده ۱۹۸ تنها مدیران تصفیه به‌عنوان مسئول پرداخت مالیات شرکت منحل شده هستند. بنابراین سایر اعضای هیئت‌مدیره و سهامداران با هر نسبتی از میزان مالکیت در سهام شرکت، مسئولیتی از این بابت ندارند. به‌طورکلی، شرکت به‌عنوان یک شخص حقوقی، مسئول پرداخت بدهی‌ها است و در دوران تصفیه نیز مدیر تصفیه به‌صورت تضامنی این مسئولیت را بر عهده دارد. به‌این‌ترتیب پرداخت بدهی مالیاتی شرکت منحل بر اساس میزان سهام سهامدار امکان‌پذیر نیست.
ماده ۱۱۵ قانون مالیات‌های مستقیم، به نحوه محاسبه مالیات شرکت‌های منحل شده در دوره انحلال اشاره می‌کند. با استناد به ماده ۱۱۵ قانون مالیات‌های مستقیم «مالیات دوره انحلال با اعمال نرخ ۲۵ درصد بر ارزش دارایی شخص حقوقی منهای بدهی‌ها و سرمایه پرداخت‌شده و اندوخته‌ها و مانده سودهایی که مالیات آن قبلاً پرداخت گردیده، تعیین می‌شود». به‌این‌ترتیب سود مربوط به فعالیت‌های دوره مالی منتهی به تاریخ انحلال از طریق ارزیابی ارزش دارایی‌های شرکت شناسایی می‌شود.
شرکت باید بابت فعالیت‌های دوره مالی که به تاریخ انحلال منتهی می‌شود، اظهارنامه‌های موضوع مواد ۱۱۴ و ۱۱۶ قانون مالیات مستقیم را به اداره امور مالیاتی ارسال نماید. عدم آگاهی از قوانین مالیات شرکت منحل شده و عدم ارائه این اظهارنامه‌ها، می‌تواند در مواردی منجر به فرار مالیاتی شود و هزینه‌های بیشتری برای شرکت ایجاد کند.

اظهارنامه های ارسالی برای محاسبه مالیات شرکت منحل شده

به‌طورکلی، مواد ۱۱۴ و ۱۱۶ قانون مالیات مستقیم، به اظهارنامه‌های مالیاتی که شرکت‌های منحل شده باید ارسال کنند اشاره می‌کنند. بر اساس ماده ۱۱۴ ق.م.م «آخرین مدیر یا مدیران شخص حقوقی مشترکاً موظف‌اند قبل از تاریخ تشکیل مجمع عمومی یا سایر ارکان صلاحیت‌دار که برای اتخاذ تصمیم نسبت به انحلال شخص حقوقی دعوت‌شده است اظهارنامه‌ای حاوی صورت دارایی و بدهی شخص حقوقی در تاریخ دعوت روی نمونه‌ای که بدین منظور از طرف سازمان امور مالیاتی کشور تهیه می‌گردد، تنظیم و به اداره امور مالیاتی مربوط تسلیم نمایند.»
ماده ۱۱۶ ق.م.م نیز صراحتاً اعلام می‌کند: «مدیران تصفیه مکلف‌اند ظرف شش ماه از تاریخ انحلال (تاریخ ثبت انحلال شخص حقوقی در اداره ثبت شرکت‌ها) اظهارنامه مالیاتی مربوط به آخرین دوره عملیات شخص حقوقی را بر اساس ماده (۱۱۵) این قانون تنظیم و به اداره امور مالیاتی مربوط تسلیم و مالیات متعلق را پرداخت نمایند.»

مستندات قانونی مربوط به انحلال و ورشکستگی 

ماده ۵۴ – شرکتها و اتحادیه‌های تعاونی در موارد زیر منحل می‌شوند:
۱ – تصمیم مجمع عمومی فوق‌العاده. ۲ – کاهش تعداد اعضاء از حد نصاب مقرر در صورتی که حداکثر ظرف مدت ۳ ماه تعداد اعضاء به نصاب مقرر نرسیده باشد. ۳ – انقضای مدت تعیین شده در اساسنامه مربوط در صورتی که در اساسنامه مدت تعیین شده باشد و مجمع عمومی مدت را تمدید نکرده باشد. ۴ – توقف فعالیت بیش از یک سال بدون عذر موجه. ۵ – عدم رعایت قوانین و مقررات مربوط پس از ۳ بار اخطار کتبی در سال به وسیله وزارت تعاون بر طبق آیین‌نامه مربوط. ۶ – ورشکستگی طبق قوانین مربوط.
ماده ۳۵ – مجمع عمومی فوق‌العاده به منظور تغییر مواد در اساسنامه (‌در حدود این قانون)، تصمیم‌گیری نسبت به عزل یا قبول استعفای هیأت‌ مدیره و انحلال یا ادغام تعاونی تشکیل میگردد.
ماده ۵۵ – در صورتی که مجمع عمومی فوق‌العاده یا وزارت تعاون رأی به انحلال تعاونی بدهد، ظرف یک ماه سه نفر جهت تصفیه امور تعاونی ‌انتخاب و به اداره ثبت محل معرفی خواهند شد تا بر طبق قانون و آیین‌نامه مربوط نسبت به تصفیه امور تعاونی اقدام نمایند.
‌ماده ۵۶ – در صورتی که هر تعاونی منحل گردد، قبل از انحلال باید به تعهداتی که در برابر اخذ سرمایه و اموال و امتیازات از منابع عمومی و دولتی‌ و بانکها و شهرداری سپرده است عمل نماید.
ماده ۶۷اساسنامه: انحلال, ادغام يا تغيير موادي از اساسنامه تعاوني كه مغاير شروط و قراردادهاي منعقد با منابع تأمين كننده اعتبار و كمك مالي و امكانات مختلف و سرمايه‌گذاري و مشاركت باشد موكول به موافقت مراجع مذكور خواهد بود.
ماده ۶۹اساسنامه: كليه اموالي كه از منابع عمومي دولتي و بانك‌ها در اختيار تعاوني قرارگرفته با انحلال آن بايد مسترد شود.
ماده ۷۰اساسنامه: ادغام تعاوني يا انحلال آن تابع ضوابط مقرر در قانون بخش تعاوني و آئين نامه‌هاي اجرائي مربوط مي‌باشد.

طبق ماده ۱۹۹ قانون تجارت شركت سهامي در موارد زير منحل می‌شود


۱-وقتي كه شركت موضوعي راكه براي آن تشكيل شده است انجام داده يا انجام آن غيرممكن شده باشد. ۲- درصورتي كه شركت براي مدت معين تشكيل گرديده و آن مدت منقضي شده باشدمگراينكه مدت قبل از انقضاء تمديد شده باشد. ۳ -درصورت ورشكستگي. ۴- درهرموقع كه مجمع عمومي فوق العاده صاحبان سهام به هرعلتي راي به مراحل و اقدامات مالیات انحلال شرکت بدهد. ۵- درصورت صدورحكم قطعي دادگاه.
ماده ۲۰۶ – شركت به محض انحلال درحال تصفيه محسوب مي شود و بايد در دنبال نام مراحل و اقدامات مالیات انحلال شرکت همه جاعبارت”درحال تصفيه “ذكر شود و نام مدير يا مديران تصفيه دركليه اوراق وآگهي هاي مربوط به شركت قيد گردد.
ماده ۲۰۷ – نشاني مديريا مديران تصفيه همان نشاني مركز اصلي شركت خواهد  بودمگر آنكه به موجب تصميم مجمع عمومي فوق العاده ياحكم دادگاه نشاني ديگري تعيين شده باشد.
ماده ۲۰۸ – تاخاتمه امرتصفيه شخصيت حقوقي شركت جهت انجام امور مربوط به تصفيه باقي خواهد ماند و مديران تصويه موظف به خاتمه دادن كارهاي جاري واجراي تعهدات و وصول مطالبات وتقسيم دارائي شركت ميباشند و هرگاه براي اجراي تعهدات شركت معاملات جديدي لازم شود مديران تصفيه انجام خواهند داد.
ماده ۲۰۹ – تصميم راجع به مراحل و اقدامات مالیات انحلال شرکت واسامي مديريا مديران تصفيه ونشاني آنها با رعايت ماده ۲۰۷ اين قانون بايد ظرف پنج روز از طرف مديران تصفيه به مرجع ثبت شركت اعلام شود تا پس ازثبت براي اطلاع عموم در روزنامه رسمي و روزنامه هاي كثيرال انتشاري كه اطلاعيه ها و آگهي هاي مربوط به شركت درآن نشر ميگردد آگهي شود در مدت تصفيه منظور از روزنامه كثيرال انتشار روزنامه كثيرال انتشاري است كه توسط آخرين مجمع عمومي عادي قبلا از مراحل و اقدامات مالیات انحلال شرکت تعيين شده است.
ماده ۲۱۰ – مراحل و اقدامات مالیات انحلال شرکت مادام كه به ثبت نرسيده و اعلان نشده باشد نسبت به اشخاص ثالث بلااثراست.
ماده ۲۱۳ – انتقال دارائي شركت درحال تصفيه كلايابعضابه مديريا مديران تصفيه ويابه اقارب آنهاازطبقه اول و دوم تا درجه چهارم ممنوع است. هرنقل وانتقال كه برخلاف مفاد اين ماده انجام گيرد باطل خواهدبود.
ماده ۲۱۷ – مادام كه امرتصفيه خاتمه نيافته است مديران تصفيه بايد همه ساله مجمع عمومي عادي صاحب آن سهام شركت را با رعايت شرايط و تشريفاتي كه در قانون و اساسنامه پيش بيني شده است دعوت كرده صورت دارائي منقول و غير منقول و ترازنامه وحساب سود و زيان عمليات خود را به ضميمه گزارشي حاكي از اعمالي كه تا آن موقع انجام داده اندبه مجمع عمومي مذكور تسليم كنند.
ماده ۲۲۵ – تقسيم دارائي شركت بين صاحبان سهام خواه درمدت تصفيه و خواه پس ازآن ممكن نيست مگر آنكه شروع به تصفيه و دعوت بستانكاران قبلا سه مرتبه و هرمرتبه به فاصله يك ماه درروزنامه رسمي وروزنامه كثيرالانتشار يك اطلاعيه ها و آگهي هاي مربوط به شركت درآن درج ميگردد آگهي شده و لااقل شش ماه ازتاريخ انتشار اولين آگهي گذشته باشد.
ماده ۲۲۶ – تخلف از ماده ۲۲۵ مديران تصفيه رامسئول خسارت بستانكار اني قرارخواهد داد كه طلب خودرا دريافت نكرده اند.

ورشکستگی

ماده ۴۱۵ – ورشكستگي تاجربحكم محكمه بدايت در موارد ذيل اعلام مي‌شود:
الف – برحسب اظهار خود تاجر. ب – به موجب نقاضاي يك يا چند نفر از طلبكارها. ج – برحسب تقاضاي مدعي العموم.

شرایط ورشکستگی

۱- تاجر یا شرکت تجاری بودن. ۲- داشتن اهلیت قانونی برای اشتغال به تجارت؛ بنابراین اگر شخص محجوری که اهلیت انجام امور مالی را ندارد به تجارت اشتغال ورزد و دچار عدم توانایی در تأدیه قروض شود، ورشکسته محسوب نمیشود. ۳- ورشکستگی تنها به اعمال تجارتی تعلق دارد. ۴- دیون مربوط به معاملات تجارتی باشد؛ در غیر این صورت دیون غیر تجارتی مستلزم توقف نیست مگر اینکه موجب اختلال در امور تجارتی شود. ۵- عدم پرداخت دین در نتیجه ناتوانی از تأدیه (پرداخت) آنها باشد؛ در غیر این صورت صرف عدم پرداخت مانند نکول براتی مستلزم ورشکستگی نیست. ۶- لازم نیست دارایی تاجر کمتر از بدهی او باشد بلکه اگر (به هر دلیل) نتواند بدهی خود را بپردازد، ورشکسته است.

 

اقسام ورشکستگی

با توجه به مواد ۵۴۹، ۵۴۱ و ۴۱۲ قانون تجارت سه نوع ورشکستگی وجود دارد:
الف) ورشکستگی عادی؛ که تاجر بر اثر عوامل خارجی یا حوادث غیر مترقبه بدون تقصیر یا تقلب متوقف شود.

ب) ورشکستگی به تقصیر؛ که به واسطه تقصیر و خطای تاجر، حاصل می‌شود و از جمله جرایم غیر عمدی است.

ج) ورشکستگی به تقلب؛ به دلیل سوء نیت و حیله و تقلبی که تاجر به کار برده است، مجرم شناخته شده است.

بر اساس ماده 549 قانون تجارت «هر تاجر ورشکسته که دفاتر خود را مفقود کرده یا قسمتی از دارایی خود را مخفی کرده یا به طریق مواضعه و معاملات صوری از میان برده است و همچنین هر تاجر ورشکسته که خود را به وسیله اسناد یا به وسیله صورت دارایی و قروض به طورتقلب به میزانی که در حقیقت مدیون نبوده، مدیون قلمداد کرده است، ورشکسته به تقلب اعلام و مجازات میشود.»

ورشكستگي به تقصير

ماده ۵۴۱ تاجردرموارد ذيل ورشكسته به تقصيراعلان مي شود:
۱ درصورتي كه محقق شود مخارج شخصي يامخارج خانه مشاراليه درايام عادي بالنسبه به عايدي او فوق العاده بوده است. ۲درصورتي كه محقق شودكه تاجرنسبت به سرمايه خود مبالغ عمده صرف معاملاتي كرده كه درعرف تجارت  نفع آن منوط به اتفاق محض است. ۳ اگر به قصد تاخير انداختن ورشكستگي خود خريدي بالاتر يا فروشي نازل تر از مظنه روز كرده باشد يا اگر به همان قصد وسائلي كه دور از صرفه است بكاربرده تا تحصيل وجهي نمايد اعم از اينكه ا ز راه استقراض يا صدور برات يا به طريق ديگر باشد. ۴ اگر يكي از طلبكارها را پس از تاريخ توقف برسايرين ترجيح داده و طلب او را پرداخته باشد.
ماده ۵۴۲ – در موارد ذيل هر تاجر ورشكسته ممكن است ورشكسته به تقصير اعلان شود:
۱ اگر به حساب ديگري و بدون آنكه در مقابل عوضي دريافت نمايد تعهداتي كرده باشدكه نظربه وضعيت مالي او در حين انجام آن تعهدات فوق العاده باشد. ۲ اگرعمليات تجارتي او متوقف شده و مطابق ماده ۴۱۳ اين قانون رفتار نكرده باشد. ۳ اگر از تاريخ اجراي قانون تجارت مصوب ۲۵ دی ۱۳۰۳ و ۱۲ فروردين و ۱۲ خرداد ۱۳۰۴ دفتر نداشته يا دفاتر او ناقص يا به ترتيب بوده يا در صورت دارائي وضعيت حقيقي خود را اعماز قروض و مطالبات بطور صريح معين نكرده باشد (مشروط بر اينكه دراين موارد مرتكب تقلبي نشده باشد).
ماده ۵۴۳ – ورشكستگي به تقصيرجنحه محسوب ومجازات آن از ۶ ماه تا سه سال حبس تاديبي است.

ورشكستگي به تقلب

ماده ۵۴۹ – هر تاجر ورشكسته كه دفاتر خود را مفقود نموده ياقسمتي از دارائي خود را مخفي كرده و يا بطريق مواضعه و معاملات صوري از ميان برده و هم چنين هرتاجر ورشكسته كه خودرابه وسيله اسناديابه وسيله صورت دارائي قروض به طور تقلب به ميزاني كه در حقيقت مديون نميباشد مديون قلمداد نموده است ورشكسته به تقلب اعلام و مطابق قانون جزا مجازات ميشود. ماده ۵۵۰ – راجع به تقاضاي تعقيب و مخارج آن درموارد ماده قبل مفاد مواد ۵۴۵ تا ۵۴۸ لازم الرعايه است.
ماده ۵۵۱ – درمورد ورشكستگي اشخاص ذيل مجرم محسوب و مطابق قانون جزا به مجازات ورشكسته به تقلب محكوم خواهندشد:
ا – اشخاصي كه عالمابه نفع تاجر ورشكسته تمام ياقسمتي ازدارائي منقول يا غيرمنقول او را ازميان ببرند يا پيش خود نگاه دارند يا مخفي نمايند. ۲- اشخاصي كه به قصد تقلب به اسم خوديابه اسم ديگري طلب غيرواقعي را قلمدادكرده و مطابق ماده ۴۶۷ التزام داده باشند.
ماده ۵۵۲ – اشخاصي كه به اسم ديگري يابه اسم موهومي تجارت نموده و اعمال مندرجه در ماده ۵۴۹ رامرتكب شده اند به مجازاتي كه براي ورشكسته به تقلب مقرر است محكوم مي باشند.

آثار و نتایج حکم ورشکستگی

به طور خلاصه آثار ورشکستگی به قرار زیر است:
۱- منع مداخله تاجر در اموال خود. ۲- ممنوعیت از مداخله در دعاوی. ۳- بطلان معاملات. ۴- حال شدن دیون مؤجّل. ۵- سقوط حق تعقیب انفرادی بستانکاران. ۶- تأدیه و تأمین مطالبات. ۷- سلب اعتبار. ۸- محرومیت از برخی حقوق سیاسی اجتماعی. ۹- مجازات ورشکسته در صورت صدور حکم ورشکستگی به تقصیر و تقلب.
تاجر ورشکسته از تاریخ صدور حکم از مداخله در تمام اموال خود حتی آنچه که ممکن است در مدت ورشکستگی عاید او شود، ممنوع است. در تمامی اختیارات و حقوق مالی ورشکسته که استفاده از آن موثر در تادیه دیون او باشد، مدیرتصفیه قائم ‌مقام قانونی ورشکسته بوده و حق دارد به جای او از اختیارات و حقوق مزبور استفاده کند. (ماده ۴۱۸ قانون تجارت) آثار حکم ورشکستگی وقتی ظاهر می‌شود که حکم ورشکستگی از دادگاه صلاحیت‌دار صادر شده باشد و برابر ماده 419 قانون تجارت، از تاریخ حکم ورشکستگی هر کس نسبت به تاجر ورشکسته دعوایی از منقول یا غیر منقول داشته باشد، باید بر مدیر تصفیه اقامه یا به طرفیت (علیه) او تعقیب کند. تمامی اقدامات اجرایی نیز مشمول همین دستور خواهد بود. ماده ٤١٨ به طور صریح تاریخ صدور حکم را مبدا سلب مداخله تاجر در تمام اموال خود تعیین کرده است و منطقی نیز به نظر می‌رسد زیرا اشخاص طرف معامله تاجر بدون آگاهی از وضع مالی او مبادرت به تنظیم قرارداهایی کرده و آن را به مورد اجرا می‌گذارند. حال اگر پس از مدتی چنین قراردادهایی به علت توقف تاجر باطل اعلام شود، اشخاص مذکور که سونیتی نیز نداشته‌اند، متضرر خواهند شد.

تعیین مدیر تصفیه


دادگاه ضمن حکم ورشکستگی خود یا حداکثر در ظرف ٥ روز پس از صدور حکم یک نفر را به سمت مدیریت تصفیه معین می‌کند تا حساب‌های تاجر ورشکسته را تصفیه و دیون او را پرداخت کند و در قبال انجام وظایف قانونی مستحق دریافت حق‌الزحمه‌ای است که از طرف دادگاه معین می‌شود.

منع مداخله

حجر ورشکسته، حجر قانونی است که شباهتی به حجر برخی از محجوران دیگر ندارد. ورشکسته مانند محجوری است که اموال او را شخص قیم اداره می‌کند. این در حالی است که اعمال حقوقی ورشکسته باطل نیستند، اما نسبت به مجموعه دارایی او اصولا پس از صدور حکم بلااثر خواهد بود. به همین دلیل است که تعهدات تاجر ورشکسته که در نتیجه قرارداد یا تقصیر عمدی و غیرعمدی ایجاد می‌شود، با وصف منع مداخله تاجر ورشکسته در اموال خود، مانع از این نمیشود که او کار جدیدی غیر از تجارت انجام دهد. تاجر ورشکسته اصولا محجور نمی‌شود و در امور غیر مالی خود آزاد است و می‌تواند کاری پیدا کند که زندگی خود را تامین کند؛ یا آن که با موافقت مدیر تصفیه به کار خود ادامه داده یا معاملاتی انجام دهد. حجر محجوران مانند صغیر و دیوانه، حجر ذاتی است و برای حفظ منافع خود محجور است. در صورتی که در مورد ورشکسته، منع مداخله در اموال برای حفظ حقوق بستانکاران است.در واقع، حجر جنبه شخصی دارد و عدم مداخله محجور به لحاظ وضع شخصی و نفع خود او برقرار شده است؛ در حالی که منع مداخله ورشکسته جنبه موضوعی دارد و یک نوع تامین و توقیف قانونی است تا تاجر نتواند با داشتن اختیار اداره اموال خود، آنها را به زیان بستانکاران به اشخاص دیگر منتقل کند.

 

حدود منع مداخله

بر اساس ماده ۴۱۸ قانون تجارت، تاجر ورشکسته از تاریخ صدور حکم از مداخله در تمام اموال خود حتی آنچه که ممکن است در مدت ورشکستگی عاید او شود، ممنوع است. در تمامی اختیارات و حقوق مالی ورشکسته که استفاده از آن موثر در تادیه دیون او باشد، مدیر تصفیه، قائم‌مقام قانونی ورشکسته بوده و حق دارد به جای او از اختیارات و حقوق مزبور استفاده کند.»
بر این اساس، منع مداخله شامل تمام اموال ورشکسته می‌شود، حتی آنچه ممکن است در مدت ورشکستگی عاید او شود، اعم از اموالی که در تجارتخانه دارد، یا اموال شخصی وی. منع مداخله، پیش از هر چیز، شامل اموالی می‌شود که تاجر هنگام صدور حکم ورشکستگی مالک آن است. با توجه به اطلاق ماده ۴۱۸ قانون تجارت، هر گاه پس از صدور حکم ورشکستگی، به تاجر ارثی برسد یا به دارایی او بیفزاید، این افزایش به سود بستانکاران قابل تقسیم خواهد بود، مشروط بر اینکه ترکه را به طور صریح یا ضمنی قبول کرده باشد. در واقع، به موجب ماده 240 قانون امور حسبی، وراث می‌توانند ترکه را قبول یا رد کنند، که به بستانکاران متوفی داده می‌شود. پرسشی که اینجا مطرح می‌شود، این است که آیا مدیر تصفیه می‌تواند به قائم‌مقامی تاجر قبول ترکه را اعلام کند یا خیر؟ به نظر می‌رسد پاسخ منفی است؛ زیرا اگر ترکه بیش از دیون خود متوفی باشد و مازاد ترکه‌ای وجود داشته باشد، متعلق حق بستانکاران خواهد بود. در نظام حقوقی ما، ارث جنبه قهری دارد، به همین دلیل، در ماده ۲۵۰ قانون امور حسبی، برای رد ترکه مهلتی یک ماهه مقرر شده است که از تاریخ اطلاع وراث از فوت مورث آغاز می‌شود و در صورت عدم اعلام رد در مدت مذکور، قبول‌شده تلقی خواهد شد. بنابراین، بدون اینکه نیاز به اقدامی از جانب مدیر تصفیه باشد، ترکه متعلق حق بستانکاران قرار می‌گیرد و تاجر در آن حق دخالت ندارد. البته بدیهی است که بستانکاران خود متوفی بر بستانکاران ورشکسته برتری خواهند داشت و طلب آنان باید پیش از بستانکاران اخیر از ترکه پرداخت شود.

آثار منع مداخله

قاعده منع مداخله در ماده ۴۱۸ قانون تجارت، متضمن آثار و نتایج متعددی است، از جمله:
۱- تاجر ورشکسته از تاریخ صدور حکم ورشکستگی حق عقد قراردادی را که موثر در حقوق هیات بستانکاران باشد، ندارد؛ برای مثال: بازرگان نمی‌تواند به نفع بستانکاری، بر مالی از اموال خود وثیقه برقرار کند. در این صورت، قرارداد مزبور نسبت به هیات بستانکاران تاجر بلااثر است و مال مورد وثیقه باید در اختیار مدیر تصفیه قرار گیرد. ۲- از تاریخ صدور حکم ورشکستگی، هر گونه پرداختی به بستانکاران یا اشخاص دیگر ممنوع است و مدیر تصفیه می‌تواند مبلغ پرداختی را از شخص دریافت‌کننده مطالبه کند. این قاعده در صورتی که پرداخت به صورت نقد صورت گرفته باشد، اشکال ایجاد نمی‌کند و کافی است تاریخ پرداخت معین باشد. اما موضوعی که مطرح می‌شود، این است که هر گاه پرداخت با چک صورت گرفته باشد، چگونه باید عمل کرد؟
در حقوق ما بعد از صدور حکم ورشکستگی، دارنده حق وصول چک را ندارد، چه پیش از صدور حکم ورشکسته صادر شده باشد و چه پس از آن. علت این قاعده این است که در حقوق ما، با صدور یا ظهرنویسی چک، محل آن به دارنده منتقل نمی‌شود. بنابراین، با دارنده چک مانند دیگر بستانکاران رفتار خواهد شد. ۳- هر گاه یکی از بستانکاران تاجر، پس از صدور حکم ورشکستگی، متقابلاً به ورشکسته بدهکارشود، تهاتر صورت نمی‌گیرد و بدهکار تاجر باید مبلغ بدهی خود را به مدیر تصفیه بپردازد و برای دریافت طلب خود از تاجر، جزء غرما قرار گیرد. این قاعده به طور مسلم موافق روح مقررات قانون تجارت در مورد ورشکستگی است؛ چون این مقررات به منظور برقراری وضعیت برابر میان بستانکاران تاجر وضع شده و قبول تهاتر در چنین حالتی به زیان بستانکاران دیگر است؛ بنابراین باید مردود اعلام شود.

ضمانت اجرای منع مداخله

بر اساس ماده ۴۲۳ قانون تجارت، «هرگاه تاجر بعد از توقف معاملات ذیل را انجام دهد، باطل و بلااثر خواهدبود:
۱- هر صلح محاباتی یا هبه و به طورکلی هر نقل و انتقال بلاعوض اعم از اینکه راجع به منقول یا غیرمنقول باشد. ۲- تادیه هر قرض اعم از حال یا موجل به هروسیله‌ای که به عمل آمده باشد. ۳- هر معامله که مالی از اموال منقول یا غیرمنقول تاجر را مقید کند و به ضرر طلبکاران تمام شود.»

اگر معامله تاجر پس از صدور حکم ورشکستگی از نوع معاملات مندرج  یعنی «معاملات تاجر پس از توقف» باشد، اقدام او باطل و بلااثر خواهد بود

بنابراین هر گاه معامله تاجر پس از صدور حکم ورشکستگی از نوع معاملات مندرج در این ماده از قانون تجارت، یعنی «معاملات تاجر پس از توقف» باشد، اقدام او باطل و بلااثر خواهد بود؛ زیرا زمانی که معاملات مندرج در این ماده از تاریخ توقف باطل اعلام شده است، به طریق اولی، چنین معاملاتی پس از صدور حکم ورشکستگی نیز باطل و بلااثر است. پرسشی که در اینجا مطرح می‌شود، این است که آیا معاملات خارج از انواع مذکور در ماده فوق را می‌توان باطل اعلام کرد؟ پاسخ این است که این نوع معاملات مشروط به اینکه مالی بوده و پس از صدور حکم ورشکستگی منعقد شده باشد، باطل است. هر چند که تاجر محجور به شمار نمی‌آید. در واقع، قاعده منع مداخله، از قواعد آمره و دارای خصیصه نظم عمومی است و بنابراین، اقدامات خلاف آن به حکم ماده (۹۷۵) قانون مدنی، باطل است. به همین دلیل، شخص ثالثی که با تاجر ورشکسته معامله کرده است، حتی پس از ختم ورشکستگی و پرداخت حقوق بستانکاران حق ندارد تاجر را به اجرای تعهداتش ملزم کند.ماده ۹۷۵ قانون مدنی می‌گوید: «محکمه نمی‌تواند قوانین خارجی یا قراردادهای خصوصی را که بر خلاف اخلاق حسنه بوده یا به واسطه‌ جریحه‌دار کردن احساسات جامعه یا به علت دیگر مخالف با نظم عمومی محسوب می‌شود، به موقع اجرا بگذارد؛ اگر چه اجرای قوانین مزبور اصولاً مجاز باشد.»

اقدامات بعد از انحلال شرکت

بعد از آن که یک شرکت به طور کامل منحل شد، شاهد این هستیم که اموال و دارایی های آن در ابتدا بین افراد مقروض و بعد از آن بین سهامدارن (شرکا) و افراد ذی النفع باید تقسیم شود.
تذکر: در این مرحله باید در کنار نام اصلی شرکت، کلمه در حال تصفیه ذکر شود، این لفظ در کنار نام مدیران و همچنین برگه های شرکت هم ذکر خواهد شد.
به این نکته توجه داشته باشید که برای مراحل و اقدامات مالیات انحلال شرکت باید اقدام هایی را انجام دهیم، از آن جایی که معمولا انحلال یک شرکت با ورشکستگی آن شرکت همراه است، باید در ابتدا بدهی هایی شرکت را تصفیه کرد و این موضوع نیازمند انجام حسابرسی های دقیق می باشد. به این موضوع توجه داشته باشید که در هنگام پرداخت این قرض ها و بدهی ها باید میزان اموال منقول و غیر منقول مراحل و اقدامات مالیات انحلال شرکت را به طور دقیق دانست. توضیحات در رابطه با اموال منقول و غیر منقول خارج از بحث این مقاله می باشد، اما برای آن که اطلاعاتی در رابطه با آن داشته باشید باید بگوییم که معمولا اموال نقدی و غیر نقدی رادر قانون و متون حقوقی با اصطلاح منقول و غیر منقول از یکدیگر تفکیک می کنند. بعد از آن که قرض ها پرداخت شد، حال نوبت آن می شود که اموال باقی مانده را بین سهامداران یا شرکا تقسیم کرد. در شرکت های سهای خاص شاهد این هستیم که سهام وجود داشته و بین سهامداران تقسیم می شود و در شرکت مسئولیت محدود سهم الشرکه ای است که بین شرکا تقسیم خواهد شد، به این نکات به ظاهر ساده، اما با اهمیت توجهی ویژه داشته باشید.

خبر مرتبط یافت نشد

0 نظر:

نظر بدهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. قسمت های مورد نیاز علامت گذاری شده اند *