جزییات مقاله

image

خلاصه نکات استاندارد حسابداری موجودی مواد و کالا

 

خلاصه نکات استاندارد حسابداری موجودی مواد و کالا

 

ارزشیابی و انعکاس موجودی مواد و کالا اثر با اهمیتی در تعیین و ارائه وضعیت مالی و عملکرد مالی واحدهای تجاری دارد.موجودی مواد و کالا  به داراییهایی اطلاق میشود که (بند ۳):برای فروش در روال عادی عملیات واحد تجاری نگهداری میشود،به منظور ساخت محصول یا ارائه خدمات در فرایند تولید قرار دارد(کار در جریان ساخت)،به منظور ساخت محصول یا ارائه خدمات، خریداری شده و نگهداری میشود(مواد خام)، وماهیت مصرفی دارد و به طور غیرمستقیم درجهت فعالیت واحدتجاری مصرف میشود(ملزومات مصرفی).موجودی مواد و کالا باید برمبنای ” اقل بهای تمام شده و خالص ارزش فروش“ تک تک اقلام یا گروه های اقلام مشابه، اندازه گیری شود.(بند ۴)بهای تمام شده موجودی مواد و کالا باید در برگیرنده موارد زیر باشد:مخارج خرید: شامل بهای خرید و هر گونه مخارج دیگری از قبیل حقوق و عوارض گمرکی و حمل است که مستقیماً به خرید مربوط میگردد (بند۷)مخارج تبدیل: شامل مخارجی است که مستقیماً به اقلام تولیدشده مربوط میگردد، همچنین شامل سربار تولید (اعم از ثابت و متغیر) است که برای تبدیل مواد اولیه به محصول یا ارائه خدمات واقع میشود.(بند۹)سایر مخارجی: سایر مخارج تنها تا میزانی که به طور آشکار به رساندن موجودی مواد و کالا به مکان و شرایط فعلی آن مربوط است به عنوان بخشی از بهای تمام شده موجودی ها منظور میشود.(بند۱۷)مخارج مربوط به ظرفیت بلااستفاده باید در دوره وقوع به عنوان هزینه عملیاتی و پس از سود ناخالص در صورت سود و زیان منعکس شود(بند۱۱)یکی از دلایلی که گاه در رابطه با عدم شمول مخارج سربار خاصی در بهای تمام شده عنوان میشود، لزوم اتخاذ برخورد محافظه کارانه در ارزشیابی موجودی مواد و کالا است.(بند ۱۳)در مواردی که مخارج تبدیل هر محصول جداگانه قابل تشخیص نباشد، این مخارج برمبنایی منطقی و یکنواخت به محصولات تخصیص می یابد.(بند ۱۴)در اغلب موارد، محصولات فرعی ماهیتاً کم اهمیت است، از این رو این محصولات به خالص ارزش فروش اندازه گیری و مبلغ حاصل شده از بهای تمام شده محصول اصلی کسر می شود.(بند۱۴)در تخصیص مخارج دوایر خدماتی مرکزی، ممکن است مسائلی بروز کند. مبنای تخصیص چنین مخارجی باید میزان خدماتی باشد که در رابطه با عملیات مختلف ارائه میشود.(بند۱۶)موارد زیر، نمونه هایی از مخارجی است که در بهای تمام شده موجودیها منظور نمیشود و در دوره وقوع به عنوان هزینه شناسایی میگردد:مبالغ غیرعادی مربوط به ضایعات مواد، دستمزد و سایر مخارج تولید(ضایعات قابل کنترل)مخارج انبارداری باستثنای مخارجی که در فرایند تولید برای انبارداری محصولاتی که نیاز به پردازش بیشتر دارند، انجام میشود.سربار اداری که در رساندن موجودیها به مکان و شرایط فعلی نقشی ندارد.مخارج فروش(بند ۱۸)مخارج مدیریت عمومی، برخلاف مدیریت عملیاتی، مستقیماً به تولید جاری مربوط نمیشود و لذا نباید در مخارج تبدیل منظور گردد.(بند۱۹)برای محاسبه بهای تمام شده موجودی مواد و کالا روشهای مختلفی با آثار متفاوت به کار گرفته میشود. این روشها شامل موارد زیر است:اولین صادره از اولین وارده: عبارت است از محاسبه بهای تمامشده موجودی مواد و کالا براین اساس که تعداد موجود، بیانگر آخرین خریدها یا آخرین تولیدات است.(بند ۲۳)میانگین موزون:عبارت از محاسبه بهای تمام شده موجودی مواد و کالا براساس اعمال بهای متوسط در مورد واحد موجودی است.(بند۲۴)شناسایی ویژه: روشی است که در آن مخارج مختص هر یک از اقلام موجودی به آن قلم اختصاص مییابد. این روش برای اقلامی مناسب است که صرفنظر از فرایند خرید یا تولید قابل تشخیص هستند.(بند۲۵)اولین صادره از آخرین وارده:عبارت است از محاسبه بهای تمام شده موجودی مواد و کالا براین اساس که تعداد موجود بیانگر اولین خریدها یا اولین تولیدات است.(بند۲۶)موجودی پایه:عبارت است از بهای تمام شده موجودی مواد و کالا براین اساس که یک ارزش واحد ثابت به بخشی از موجودیها که تعداد آن از پیش تعیین شده است نسبت داده میشود و موجودیهای اضافه براین تعداد به روش دیگری ارزشیابی میگردد.(بند۲۷)خرده فروشی: بهای تمام شده موجودی مواد و کالا باید با استفاده از روشهای ” شناسایی ویژه“، ”اولین صادره از اولین وارده“ یا ”میانگین موزون“ محاسبه شود.هزینه یابی استاندارد عبارت است از محاسبه بهای تمام شده موجودی مواد و کالا براساس هزینه های از پیش تعیین شده برای هر دوره(بند۳۲)در واحدهای خرده فروشی کالاهای موجود در محوطه واحدهای مزبور اغلب برحسب قیمت فروش به کسر درصد معمول برای سود ناخالص منعکس میشود.(بند۳۳)در تعیین نزدیکترین تقریب برای بهای تمام شده، واحد تجاری با دو مسئله مواجه میگردد:انتخاب روش مناسب برای تخصیص هزینه ها به موجودی مواد و کالاانتخاب روش مناسب برای محاسبه بهای تمام شده مربوط در مواردی که تعدادی اقلام مشابه در زمانهای مختلف خریداری یا ساخته شده است.

بند۳۴)در انتخاب روش هایی که در ردیف های (الف) و (ب) نکته شماره ۱۶ (بند ۳۴) ذکر شد، مدیریت باید با اعمال قضاوت،از انتخاب منصفانه ترین تقریب ممکن اطمینان حاصل کند.(بند۳۵)خالص ارزش فروش= تمام مخارج مربوط به تکمیل، بازاریابی و فروش بهای فروش(بند۳۶)در شرایط استثنایی، هنگامی که تعیین خالص ارزش فروش موجودیها به دلایل مختلف به گونه ای قابل اتکا امکان پذیر نباشدبهای جایگزینی میتواند تقریبی قابل قبول برای خالص ارزش فروش باشد.(بند۳۹)اگر: خالص ارزش فروش موجودی مواد اولیه، کمتر از بهای تمام شده آن باشد،به شرطی که: کالاهایی که از مواد مزبور ساخته میشود هنوز بتواند با سود به فروش رسد،آنگاه: مبلغ دفتری مواد اولیه کاهش نمی یابد.(بند۴۰)برای محاسبه اولیه ذخیره کاهش ارزش موجودی مواد و کالا از ” بهای تمام شده به خالص ارزش فروش“، اغلب میتوان از فرمول هایی استفاده کرد که بر معیارهای از پیش تعیین شده متکی است. در این فرمول ها معمولاً عمر کالا، گردش کالا در گذشته، گردش آتی مورد انتظار و ارزش اسقاط تخمینی کالا، بنابه اقتضای مورد، منظور شده است.(بند۴۱)چنانچه قطعات یدکی نگهداری شده برای فروش، بخشی از موجودی پایان سال را تشکیل دهد، لازم خواهد بود که عوامل مذکور در بند ۴۱ ، در چارچوب موارد زیر به طور اخص مورد ملاحظه قرار گیرد:تعداد محصولات مربوط که تاکنون به فروش رسیده است،فاصله زمانی تعویض قطعه یدکی، به طور تخمینی، وعمر مفید مورد انتظار محصول مربوط (یعنی محصولی که قطعه یدکی در رابطه با آن به فروش میرسد).خالص ارزش فروش نباید براساس نوسانات موقتی قیمت فروش براورد شود، بلکه باید بر قابل اتکا ترین شواهد موجود در زمان براورد مبلغ خالص ارزش فروش موجودیها مبتنی باشد.(بند۴۴)موارد اصلی که احتمال میرود:خالص ارزش فروش کمتر از بهای تمام شده باشد،مواردی است که شرایط زیر در آن حکمفرماست:افزایش هزینه ها یا کاهش قیمت فروش،خراب شدن موجودی،ناباب شدن محصولات،تصمیم شرکت مبنی بر ساخت و فروش محصولات به زیان (به عنوان بخشی از استراتژی بازاریابی شرکت) ،وقوع اشتباهاتی در تولید یا خرید.(بند۴۵)مبلغ دفتری موجودی مواد و کالای فروخته شده باید در دوره ای که درآمد مربوط شناسایی میگردد، به عنوان هزینه شناسایی شود.(بند۴۶)مبلغ کاهش ارزش موجودی مواد و کالا ناشی از اعمال قاعده ” اقل بهای تمام شده و خالص ارزش فروش“ و کلیه زیان های مرتبط با موجودی مواد و کالا را باید در دوره کاهش ارزش یا وقوع زیانهای مربوط به عنوان هزینه شناسایی کرد.در مورد موجودی هایی که در دوره قبل به مبلغی کمتر از بهای تمام شده ارزیابی شده اند و در دوره جاری بهدلیل افزایش در خالص ارزش فروش، به مبلغ بیشتری ارزیابی گردیده اند، هرگونه افزایشی از این بابت در دوره جاری باید به عنوان درآمد یا کاهش هزینه دوره جاری(حداکثر تا حد جبران کاهش قبلی) شناسایی شود.(بند۴۶)موجودی هایی که به سایر حسابهای دارایی تخصیص مییابد، طی عمر مفید دارایی مربوط به عنوان هزینه شناسایی میشود.(بند۴۷))

خبر مرتبط یافت نشد

0 نظر:

نظر بدهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. قسمت های مورد نیاز علامت گذاری شده اند *